دل من خوش است روزی ،به وصال تو در آیدمن از این بهانه مست وتو عجب گریز پائینه شراب می پسندی ، نه شباب می شناسیبه کدام قبله هستی ، همه چونی و چرائی
به زبان شاعرانه ، به علوم ماورایی به چه منطقی بگویم که برای من خداییچو شمیم عشقت آمد ، غزل از قلم رها شد دل کوچه شد اسیر تب وتاب رد پائینه ملالی از جفایت ، نه امید بر وفایتبه جفای تو خوشم من ، چه کنم که بی وفائیبخدا که این غزل را به اطاعتت سرودمتو امیر ارتش دل ، شه ملک واژه هایی}
برچسب:
نویسنده: یونا قاسمیپور